دانلود اپلیکیشن اندروید روان پویا

” انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بی‌سواد حقیقی است، هرچند تمام کتاب‌ های دنیا را خوانده باشد.”

 کریشنا مورتی

 

وقتی صحبت از سلامت روان می شود شاید اولین تصویری که به ذهن می آید یک فرد خوشحال و سرزنده با یک زندگی ایده آل باشد. و یا شخصی با خود بگوید چون من هیچ علامت اختلال خاصی را ندارم و تا به حال از هیچ دارو روانپریشی استفاده نکرده ام پس از سلامت روان برخوردارم. اما دقیقا همین برداشت های “غیر واقع” که از نام “سلامت روان ” می شود باعث شده که خیلی از افراد توجه به سلامت روان خود را جدی نگرفته و آن را محدود به قشر خاصی بدانند.

تقریبا از زمان شکل گیری روان درمانی شناختی که “آلبرت الیس” از سردمداران آن است به اهمیت “شناخت و محتوای افکار” بر سلامت روان تاکید شده اما جنبش آگاهی رسانی درباره سلامت روان به شکلی که هم اکنون وجود دارد، در سال 2000 توسط دیوید ساتچر پزشک و مدیر بهداشت عمومی آمریکا بر سر زبان ها افتاد و از آن سال به بعد ده ها ارگان و خیریه در تلاش برای آگاهی رسانی این امر مهم در زندگی عاطفی و روانی انسان ها هستند. چیزی که باید مجددا بر آن تاکید کرد این است که سلامت روان چیزی فراتر از نداشتن علائم اختلال های روان رنجوری است. به عبارت دیگر به فردی که دچار افسردگی، اضطراب فراگیر، وسواس و یا سایر اختلالات شناخته شده روان شناختی نیست، دارای سلامت روان نمی گویند. برطبق مرکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC)، تفاوت بین ” بیماری روانی” و ” سلامت روان ” این چنین تعریف می شود : بیماری روانی به وضعیت و یا اختلالی گفته می شود که مشخصه اصلی آن تغییر در محتوای فکر، خلق و رفتار همراه با ناتوانی در عملکرد زندگی روزانه است. از طرف دیگر سلامت روان وضعیت و حالتی از آسودگی ذهنی است به گونه ای که فرد را قادر می سازد تا از پس مشکلات و استرس های زندگی برآید.

همان طور که از تعریف فوق برداشت می شود به شخصی که هیچگاه دچار بحران اساسی یا دغدغه خاصی در زندگی شخصی و اجتماعی خود نشده است فرد دارای سلامت روان نمی‌گویند بلکه برعکس، این توانایی “حل مساله” ، “کنترل خشم” و “مواجه موثر با مشکلات زندگی” است که  تعیین کننده سلامت روان فرد است. نکته حائز اهمیت دیگری که تمامی تعاریف و مقاله های مرتبط با “سلامت روان” در آن اتفاق نظر دارند این است که ” سلامت روان یک حالت است” بدین معنی که دائمی نبوده و همیشه باید با هشیاری و آگاهی کامل از این حالت روانی مراقبت کنیم. تحقیقات بسیاری نشان داده که افرادی که شاخصه های اصلی سلامت روان را می‌شناخته اند و یا علامت های خطر آن را در خود و یا اطرافیان تشخیص داده و به موقع از خدمات کمکی لازم استفاده کرده اند کمتر نیاز به دارو درمانی داشته اند.

سوالاتی ساده در زیر آورده شده که هر شخص می تواند با پاسخگویی به آنها، تصمیم بگیرد که آیا نیاز به دریافت خدمات مشاوره و روان درمانی دارد و یا خیر. (برای اطلاعات بیشتر به مطلب پرسشنامه سلامت روان MHI-18 مراجعه کنید.)

1- آیا شما در حال حاضر مشکلاتی را تجربه می کنید که زندگی روزمره شما را مختل کرده باشد؟ (منظور از مختل کردن زندگی روزمره این است که آیا آن مشکل عملکرد روزانه شما را پایین آورده است ؟)

2- آیا بیشتر ساعات روز درگیر احساسات ناراحت کننده هستید؟

3- آیا احساس می کنید که در حال غرق شدن در دغدغه های زندگی روزمره هستید؟

4- آیا توانایی تمرکز بر یک موضوع را از دست داده اید؟

5- آیا وقتی خیلی ناراحت می شوید ممکن است به خودتان یا اطرافیان آسیب بزنید؟

6- آیا دائما احساس نگرانی و اضطراب دارید؟

اگر پاسخ شما به هر کدام از سوالات بالا “بله” است. توصیه می شود که با یک متخصص و مشاور در این زمینه صحبت کنید. از صحبت با یک متخصص نهراسید و به یاد داشته باشید که سلامت روان از سلامت جسم قابل تفکیک نیست.

برای دریافت مشاوره روانشناسی با ما در تماس باشید

ارسال دیدگاه

avatar
  مشترک شدن  
اطلاع رسانی کن

مطالب مرتبط